كه نقاشي ميكني"!
|
در زمانه اي كه شكل زندگي ما،دستخوش شديدترين و سريع ترين
تغييرات شده بود و پول "نفتاورد" همه ارزشهاي اخلاقي و اجتماعي را
آلوده ساخته بود؛سپهري چون پيامبري ميان ما ظهور كرد و از لطافت قطره
باران و طراوت آب و ظرافت بال پروانه و گلبرگ شقايق سخن گفت.
راستي و پاكي را ستود؛ ما را به قناعت خواند... و ما كه حرص پول كورمان
ساخته بود، تنها به او لبخند زديم.
"كريم امامي" – كتاب "پيامي در راه" نوشته :داريوش آشوري-ص 58 خاطره اي از آقاي غلامحسين ذاكري در "آواي شمال" وقتي از سهراب ،براي گفتگو و مصاحبه در برنامه راه شب راديو تقاضاي مصاحبه
كردم،گفت: "شما مرا نمي شناسيد والا اين درخواست را نمي كرديد.من كه اهل اين حرفها
نيستم،تن به اين كارها نداده ام و عادت ندارم.من اصلا به درد تبليغات نميخورم"
يك هواي صاف،يك گنجشك،يك پرواز.
دشمنان من كجا هستند؟
فكر ميكردم:
در حضور شمعدانيها شقاوت آب خواهد شد.
در گشودم؛
قسمتي از آسمان افتاد در ليوان آب من
آب را با آسمان خوردم...
سروده ي "سهراب" شاعر زندگي ِ من ... اما سهراب بر آناني كه او را مورد هجوم طعنه و نيشخندهاي
خويش گرفته اند و روزي هزاران بار او را به اتهام بي دردي
و بي تعهدي به صليب ميكشند و او را "بچه بودايي
اشرافي" مي خوانند،خشمي نميگيرد.او معني تعهد از نظر آنان
را ميداند و مشكلش آن است كه نمي خواهد بلندگوي
تبليغاتي باشد.او خوب ميداند كه متعهد است؛متعهد به تمامي
انسانها.
سهراب بذر محبت را در قلب صاف خويش مي افشاند و
هرزه گياه دشمني را از قلب خويش پاك ميكند و مي سرايد:
آشتي خواهم كرد
آشنا خواهم كرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت. "حميد مستخدمين حسيني"
...اما چیزی که بیش از هر چیز دیگر میتوان درباره ی آثار سپهری گفت
– شعر و علی الخصوص نقاشیهای او – قضیه ی سادگی
آنهاست.سادگی به معنی بی تکلفی،سادگی به معنی وارستگی،سادگی
مضامین... .
آنقدر ساده که گاه فکر میکنیم زحمتی برای ساختنش کشیده نشده است؛در
حالی که کارهای او نمونه ی کاملی از کارهای سهل و ممتنع است؛مثل
همه ی آثار هنرمندان خبره و جا افتاده که ظاهر اثارشان ساده و سهل
است اما وقتی بخواهی حتی شبیه او کار کنی متوجه میشوی که اشتباه
کرده ای و دست یافتن به این سادگی تجربه ای فوق العاده میخواهد ؛
وارستگی میخواهد ؛ باید به جایی رسیده باشی که بتوانی با یک
اشاره،حرفهای بسیاری را با سادگی و روشنی بیان کنی.نقاشیهای
سپهری به سادگی و مؤثری یک لبخند است...
"مرتضی ممیز"(بزرگمردی آگاه که رفتنش رو هنوز هم باور نمیکنم...شاید هیچوقت...) سهراب به آب و خاكش تعلق داشت و سعي كرد تصوير
گر اين سرزمين باشد . نيازي نيافت ابروهاي كماني و
بته جقه نقاشي كند تا كارش ملي و محلي نما شود .
آن ديوارهاي نرم و كاهگلي و آن خاك مخملي بسيط و
ممتد را كه مي بيني در مي يابي كه كجا را مي گويد ... سپهري هر كه بود و هر چه سرود و هر چه كه بايد، به
تصوير كشيد. دلبسته اين سرزمين ماند و چه فرقي مي
كند كه فن كارش را از چين و ماچين به وام گرفت مگر
نقاشان سلف چنين نكرده بودند . او در بین نسلي كه از
ميانش برخاسته بود سرفراز ماند .كمتر از هر كس دروغ
گفت . صبور ماند و كار كرد . حرفي براي گفتن داشت .
"آیدین آغداشلو"
گفتی که قبله نسیم ست،شک داشت باورم آن روز اما یقین به دلم هست، که امروز ، کعبه ز سنگ ست. "سیمین بهبهانی" "آب را گل نكنيم
در فرو دست انگار
كفتري مي خورد آب"
روزی يك منتقد مشهور ايراني نقدي پر سر و صدا بر
آثار سهراب مي نويسيد كه " در شرايطي كه آمريكا در ويتنام
ناپالم مي ريزد و آدم مي كشد ، تو نگران آب خوردن يك
كبوتري ؟" سپهري در يك مجلس دوستانه به او پاسخ مي دهد:
"دوست عزيز، ريشه قضيه در همين جاست. براي مردمي كه
از شعرها نمي آموزند كه نگران آب خوردن يك كبوتر باشند
، آدم كشي در ويتنام يا هر جاي ديگر ، امري بديهي است."
"محسن مخملباف"
سهراب برای من همه زندگیست برای من تبلور انسان ست انسانی که رو به سوی روشنی دارد، انسانی که خود،جهانی کوچک ست، انسانی که در عین ساکن بودن در نقطه ای،به ته دریاها و اوج آسمانها و هزارتوی زمان راه یافته است. "خسرو شکیبایی"
بوی اردیبهشت که می آید،بی صدا فرو میریزم... مانده هنوز،میدانم...ده روز یا کمتر...هنوز مانده ولی مهم نیست. مهم اینست که بدجوری دلم هوایت را کرده!اگر بدانم کسی دلبسته ی عکسی باشد،شاید نه...حتما "دیوانه" خطابش میکنم.حالا بگو...برای خدا بگو چرا دیوانه ات شده ام؟!!! چرا فقط با چشم دوختن به نگاه سرشار تو چشمهایم خواب آلود میشوند هر شب و چرا هر صبح اگر اولین تصویرشان تو نباشی بیقرارند...و بی قرارم؟!!! مانده هنوز تا اول اردیبهشت ماه ،اما ضربان ناهماهنگ قلبم را میشنوی؟!...دارم به روزی نزدیک میشوم که خوشه های آرام و خاکستری سرطان، وجودت را از هستی نیامده ام گرفت...تو را به خدا بگو...بگو چرا دیوانه ات شده ام؟ بگو چرا تغافل روزهایم را اردیبهشت به باد میدهد...به خاطر خدا...به خاطر این دیوانه:بگو!
...
روبه روت بی اختیار دوباره زانو بزنم میون گریه بگم غریب و دربه در منم تو رو شاهد بگیرم که با خدا حرف بزنی میدونم که دست رد باز به سینه م نمیزنی میدونم شفاعت بی منتت زبونزده به همین امید دلم به مشهد تو اومده
تو که اسمت با غمِ نَقاره ها روی لباست همه ی صحن طلات رد پای فرشته هاست دست خالی هیچکسی از در خونه ت نمیره یارضا رضا میگم تا قلبم آروم بگیره... یارضا رضا میگم تا قلبم آروم بگیره...
حول حالنا الی احسن الحال
|
اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب
pictofxt pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration