با تمام اشتیاق فریاد زدم:"دیدمش! هلال ماه رو دیدم!" .
آقای راهبر(کارشناس نجوم انجمن ما) سرشو چرخوند طرف من و افق دید منو دنبال کرد.بقیه ی بچه هام کم کم اومدن طرفم.
فرشاد منعم گفت:"آره آره...اونجاست...راس میگه" . آقای راهبر گفت:آره بچه ها! بیاید اینجا و مسیر دست منو دنبال کنید...خوب دقت کنید چون بیشتر شبیه یه هاله ست..."
بعد از چند ماه بالاخره تونسته بودیم هلال شب اول ماه رو رصد کنیم؛ این واسم خیلی مهیج بود بخصوص که من خودم اول دیده بودمش. توی راه برگشت ؛توی اتوبوس، کل کل و شوخیهای بچه ها شروع شد .بحثهای رو کم کنی حسابی داغ بود که یهو محدثه گفت:" نقداً که باید برید سماق بمکید چون اگه امشب هلال ماه رو یه خانوم رصد نمیکرد بازم مثل ماه های قبل دست از پا درازتر باید برمیگشتین مشهد!" .سعید زمانی با لهجه ی غلیظ مشهدیش از اون عقب داد میزد:"خُب بابا شُمایَم ! مگه ما نِدیدِمِش؟!"
آقای راهبر که سعی میکرد بچه ها رو ساکت کنه وسط حرفاش گفت:"خب البته یه مسئله ای هم وجود داره بچه ها! بنا بر فتوای مراجع تقلید؛رصد هلال ماه توسط خانوما هیچوقت ملاک قرار نمیگیره و حتما باید یه مرد هلال رو ببینه"!!!
1...2...3 ثانیه سکوت مطلق و بعد هرهر و غش و ضعف پسرا روی صندلیهای اتوبوس... از بین متلکها و اراجیفی که دیگه حالا با اعتماد به نفس بیشتری بزبون میاوردن،صدای سعید زمانی بیشتر توی گوشم بود :"پس خوب رَفت که ما بودِم اونجِه وگرنه شعبون شروع نِمِرفت!"...
توی دلم بلوایی بود که نگو.خیره شده بودم به چشای آقای راهبرکه انگار به جای نشانه های خدا !!!(آیت الله ها)، داشت خجالت میکشید و متاسف نگام میکرد.
۱. عادت کردیم ؛ عجیب ؛ به این که بخاطر روحیه ی حسسسسساسمون محروم بشیم از انجام خیلی کارها ... خدا صبرمونو زیاد کرده واسه اینکه این حسن لطیف بودن رو بعنوان یه حربه علیهمون استفاده کنن و دائم بکوبنش توی سرمون...
2. نشانه های خدا! با شمام!
قبول! همه ی بهانه های شما قبول! ممکنه بخاطر حس ترحم؛ حکم قصاص یه جانی رو به سه ماه حبس تعزیری تقلیل بدم یا بخاطر حس تنفر ، شوهرم رو روز بعد از ازدواجم طلاق بدم... قبول! من بدرد قضاوت کردن...داشتن حق طلاق...و ... نمیخورم اما...
مطمئنا خطای دیدم اینقدر نیست که یک الاغ درحال پرواز رو با هلال ماه توی آسمون اشتباه بگیرم ،هست؟!
3. خدایا ازت متشکریم...هزاران هزار بار متشکریم!
(پیرو سخنان گهربار آیت الله "ی" که یک روز در خطبه های نماز جمعه فرمودند:"خانمها باید شاکر باشند که خدا اونها رو بصورت انسان آفریده "!!!!)
4. صورتمون که مشخص شد؛ حالا یکی بیاد سیرت ما خانوما (که ایشون اکراه داشتن به زبون بیارن) رو هم مشخص کنه لطفا!
۵. آقای راهبر تماس گرفته واسه رصد هلال رمضان،امشبو دعوتم کرده...نمیدونم چرا احساس میکنم اگه برم خریت کردم!!!